عبد الجليل قزوينى رازى

63

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و أنا أمير عليكما كما أمّرني رسول اللّه ( ص ) الى آخره . و اگر بذكر آنچه مهاجر و انصار گفتند درين معنى مشغول شويم كتابها خواهد و روزگارها بايد و ما را اين قدر كفايت است پس در حكمى كه بهرى از اصحاب اقرار كنند و گروهى انكار كنند و عقل را در آن تردّدى باشد اگر شيعت را در آن خلاف « 1 » باشد حوالت نشايد كردن بمخالفت و خصومت صحابهء رسول ، و چون جماعتى امامت به اختيار و اجماع گويند ، و جماعتى بنصّ و شرط « 2 » عصمت ؛ اين بر حساب آن جمله بايد گرفتن كه خواجه در مواضعى بدليل آورده كه : اختلاف أمّتى رحمة ، تا شبهت زايل باشد و مقصود حاصل . آنگه گفته است كه : « پس چون كار با اين جماعت افتاد كه ايشان را غم دين كمتر است رافضى برايشان تلبيس ميكنند « 3 » و آنچه هرگز نديده‌اند اكنون مىبينند و آشكارا فضايح خويش ميگويند و بتعصّب خانه‌هاى مسلمانان ميكنند « 4 » و بگونهء ديگر فراروى ارباب دولت ميدارند و مذهب رفض « 5 » را تربيت « 6 » ميكنند » . امّا جواب اين فصل آنست كه ديگر باره خواجه نومسلمان كه به بيست و پنج ساله رافضيى « 7 » اعتراف داده است بر تركان غازى و سنّيان اصلى « 8 » تشنيع مىزند و انكار مىكند و ميگويد : ايشان را غم دين و اسلام كمتر است ، مثالش درين امر بمعروف چنانست كه در حكايت مىآيد كه جهودى مسلمان شد و هم در ساعت

--> - « انظر بمركزك اى الى مركزك و محلك الذى اقامك فيه النبى ( ص ) من عسكرى و أمرك ان تكون فيهم ، او من كونك رعية لامير المؤمنين ( ع ) ، او انظر في أمرك و مقامك » و از اين بيان معنى « مكانك » نيز روشن شد و اما « كتيبتك » شايد به اين اعتبار باشد كه كتيبه بمعنى لشكر و سپاه است و چون ابو بكر تحت امارت اسامة بن زيد و جزء سپاه اسلام بوده است از اين روى « كتيبتك » تعبير شده است طالب تفصيل بكتب اخبار و سير كه امور مربوط به بيعت ابو بكر را متضمن است مراجعه كند زيرا اين مقام گنجايش بسط بيش از اين را ندارد . ( 1 ) - ح : « خلافى » . ( 2 ) - ع : « به شرط » . ( 3 ) - ع ث ب ح : « رافضى بر ايشان تلبيس مىكند » و ظاهر : « رافضيان » يا : « رافضيى » . ( 4 ) - م : « خراب ميكنند » . ( 5 ) - ب م : « رافضيى » . ( 6 ) - ح . « تقويت » . ( 7 ) - م : « كه برفض بيست و پنج سالهء خويش » . ( 8 ) - ح : « اصيل » .